ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
113
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
كارى فرمان دهد دنبال دليل و حجت او هستند . اين عدهء اندك كه همراه تواند بهتر از آن عدهء بسيارىاند كه همراه على هستند . آگاه باش ، على را تنها رضايت و تمكين تو خشنود مىكند . و خشنودى او تو را به خشم مىآورد . على تنها به داشتن عراق خشنود نيست بلكه خواهان شام نيز است در حالى كه تو فقط به داشتن شام خشنودى و خواهان عراق نيستى . هنگامى كه على از جنگ جمل فارغ شد همهء مردم با او بيعت كردند ، با بيعت مردم عراق كار خلافت براى على هموار شد . پس از آن براى معاويه چنين نوشت : بدان ، قضاى الهى سبقت گرفته است و قدر او نيز نافذ است و همچون باران از آسمان فرود مىآيد . احكام الهى همچون مشيت او بدون آن كه آفريدههاى وى از آن خشنود باشند در حال ريزش است . دربارهء كشته شدن عثمان و بيعت همهء مردم با من و درگيرى ما با پيمان شكنان خبرهايى به تو رسيده است . معاويه در آنچه مردم وارد شدهاند ، وارد شو ، در غير اين صورت من كسى هستم كه تو او را خوب مىشناسى . و السلام . حجاج بن عدى انصارى نامهء على را براى معاويه به شام آورد . معاويه در حال خواندن خطبه براى شاميان بود . او پس از اين كه نامه را خواند بسيار ناراحت شد ولى شاميان را از نامه آگاه نكرد . حجاج بن عدى برخاست و چنين گفت : شاميان ، كار عثمان در مورد كسانى كه شاهد آن بودند مشكل است . آگاه از آن همچون شخص كور است و شنواى آن همچون شخص كر . مردمى او را عيبجويى كردند و عدهاى ديگر او را كشتند . مردمى ديگر با او مكر كردند و او را يارى ننمودند . كسانى كه غايب بودند دروغگو پنداشته شدند و كسانى كه شاهد بودند مورد تهمت قرار گرفتند . مردم در يك بيعت عمومى در حالى كه على بر منبر پيامبر ( ص ) بود ، با او بيعت كردند . دربارهء سه موضوع عليه سه موضوع ديگر بينديشيد و خود در مورد آن داورى كنيد : شام كجا و حجاز كجا ؟ معاويه كجا و على كجا ؟ شما كجا و نيكى كردن به مهاجران و انصار و تابعين كجا ؟ پس از سخنان حجاج ، معاويه بسيار خشمگين شد و به حجاج گفت : آيا تو به همراه زيد بن ثابت در يوم الدار بودى ؟ حجاج گفت : آرى ، اگر بخواهى همهء اتفاقات آن جا را برايت بگويم .